هنرپیشه بی بته بی ریشه...

خرید بک لینک

هنرپیشه بی بته بی ریشه...

منتظر نظراتشما دوستان بعد از مطالعه این مطلب هستم.

سلام به همه شما دوستای خوبم،در این پست قصددارم که درمورد سینمای انقلابی و یا بهتر بگم هدف سینماگر در سینمای جمهوری اسلامیکه مسلما باید یه مفهوم ارزشی داشته باشه رو بیان کنم.

در اواخرسالهای حکومت پهلوی و اوایل سالهای پیروزی انقلاب اسلامی سینمای ایران دچار افت ورکود شدیدی شده بود که مخاطبان اندک سینما از کم محتوا بودن و سبک بودن کارهایکارگردانان شاکی بودند و طی مصاحبه ها و جلساتی که مسئولین و نماینده مخاطبانانجام میشد این موضوعات مکرر مطرح میشد و کسئولین هم درصدد راهکار برای بهبود وضعشدند ولی با همه تلاش هایی که صورت گرفت نتونست انچنان اوضاع سینمای ایران رو بهترکنه.

کمکم دراواسط دهه شصت این اوضاع بهتر شد و با ورود نسل جدید به سینما فیلمها از نظر محتواقابل تامل بود.

نویسنده:

سینمازاییده فرهنگ غربیه ولی این دلیل نمیشه که هرمقوله ای که ریشه در غرب و فرهنگ غربیداره از اساس مشکل داره ما باهاش مخالفیم،خیلی از هنرها و تفکرات بوده که از غربسرچشمه گرفته ولی مسلمونها تونستند اونو به قول معروف اسلامیزه کنند و هیچ اشکالیهم نداره من میخوام بگم که اگه قراره سینمای ایران به عنوان الگوی سینمای اسلامیپیشرفت کنه باید حتما سینما گران و مسئولین خودشون رو از لحاظ فکری با مقولهسینمای اسلامی و ارزشی آماده کنن.

الان اکثراکارگردانای با تجربه و چهره و اونایی که کارهای به تناوب ماندگاری انجام دادندکارشون رو از دهه 40 ،50 شروع کردند مانند کیمیایی،صدرعاملی،بهرام بیضایی،داریوشمهرجویی،فریدون جیرانی و غیره...

کهکارگردانان جدید معمولا اونارو به عنوان الگوی کارگردانی خودشون قرار میدن...

چند وقت پیشیه فیلم ایرانی دیدم از آقای عبدالرضا کاهانی بنام ((بیخود و بی جهت)) توی اینفیلم کلا سعی شده باورها و اعتقادات مذهبی مردم رو بکوبه.نگار جواهریان در نقشعروسی که از یه خانواده مقید و مذهبیه در آستانه برگزاری مراسم عروسیشه که باتذکرات مادرش که یه زن چادری به ظاهر بدخلق و عبوس ولی مذهبی که به شدت روی اعتقاداتو باورهای خودش پافشاری میکنه قرار داره گرچه مادر عروس از اواسط فیلم به صحنهاضافه میشه ولی کل قصه فیلم حول محور مادر عروس میچرخه اصلا اسم فیلم هم ((بیخود وبی جهت)) از همین به ظاهر گیردادنای بیخود و بی جهت مادر به دخترش برداشته شده کهسعی میکنه دخترش رو از انجام یه عروسی زرق و برق دار و تجملاتی منصرفش کنه و در هرصحنه ای که مادر و دختر روبروی هم قرار میگیرند مشاجره ای بین مادر و دختر ایجادمیشه که تو همه صحنه ها با گریه دختر و عصبانیت و سرکوفت مادر به دختر ختممیشه...ودر صحنه انتهایی فیلم که مادر از در حیاط خارج میشه و از خونه بیرون میرهانگار که دیگه هیچ مشکلی سد راه این دونفر نیست.

این آقایکارگردان جدیدا از طرف برخی همکارانش متهم به Nihilism (پوچ گرایی) شده.

ایشون طی سهسال،چهار فیلم رو کارگردانی کرده که به جز فیلم اولش بقیه فیلم ها به توفیق چندانینرسیدن.بعد که ارشاد ارکان فیلم آخرشو محدود میکنه هرجا میشینه میگه فیلممو توقیفکردن و آزادی بیان و از این خزعبلات.

حالا به نظرشما دلیل رکود سینمای ایران چی میتونه باشه؟ شاید شما یه تحلیل دیگه درمورد توضیحمن از این فیلم بکنین ولی خود من نظرم اینه بازیگر سینمایی که ادعا میکنه داره کارهنری میکنه و تحمل کوچکترین انتقاد رو هم نداره و فقط و فقط به فکر دستمزدشه ووقتی هم یه عده از سر دلسوزی نظرات خودشونو مطرح میکنن گارد میگیره و از خودش و همپیاله هاش دفاع میکنه و فکر میکنه که فقط این پولایی که بین اون و تهیه کننده فیلمرد وبدل میشه حتما سینمای ایران رو سرپا نگه میداره.

کارگردان وبازیگری که همیشه متهم میشد به فمنیست بودن و در بعضی مواقع این گفته رو تاییدمیکرد برای جلب مخاطب ادای دین داری رو درمیاره هرموقع توی داستان فیلم به مشکلمیخوره سر سجاده نماز تسبیح دست میگیره و گریه میکنه و دعا،ولی در باطن ودر عملاصلا اعتقادی به چنین اعمالی نداره و توی صفحه فیس بوک ش حجاب و باحجابی و عفتزنان ایرانی که نوامیس مملکت خودشن رو بهسخره میگیره و ادعای آزادگیش میشه نباید انتظار داشته باشیم که با چنین کارگردان وبازیگری سینمای ما پیشرفت کنه.

در جشنوارهفجر امسال طی کنفرانس مطبوعاتی یه خانم بازیگر(نیوشا ضیغمی) که به اصطلاح سینماگرها یه بازیگرتجاری به شمارمیاد دربرابر انتقاد یه خبرنگار و توضیحش درمورد ورود برخی بازیگران صرف چهره وزیبایی ظاهری شان و مثالش به اسم محمدرضا گلزار موضع میگیره و اون خبرنگار و جامعهخبرنگاری رو مورد هجمه قرار میده (البته کار خبرنگار هم درست نبود که به اسم مثالزد) و در جواب میگه:

آقایخبرنگاری که ادعاتون میشه آقای گلزار علاوه بر توانایی هایی که بنده در ایشون سراغدارم.جدای از این توانایی ها آیا به اقتصادسینمای ایران کمک کرده یا نکرده....و الا آخر که همه اش تعریف و تمجید از اینبازیگر هست از ایشون طرفداری میکنه و ون خبرنگار و تمام خبرنگارای بیچاره به خاطردور کردن خودشون از هجمه و اهانت های این خانم بیخیال بقیه سوال و جوابا شدن.

من میخوامیه نکته ای رو بگم که آیا صرف پول و سود اقتصادی در سینما میتونه ضامن پایداری ودوام سینمای ایران بشه؟

برای مثالورزش فوتبال که اینهمه پول توش رد و بدل میشه آیا پیشرفتی داشته نه تنها پیشرفتنداشته بلکه روز به روز سیر نزولی داره.

اونوقتجامعه شناسا و کارگردانای هالیوودی از فیلمهاشون فلسفه میسازن و به عنوان کتاب چاپمیکنن به خورد کارگردانای ما میدن.

وقتی یهکارگردان هالیوودی یه فیلم ضد ایرانی میسازه تمام ایرانی ها و فارسی زبان ها موضعمیگیرن و اعتراض میکنن و میگن اینا خودشون فیلم میسازن خودشون جشنواره راه میندازنو به فیلم خودشون جایزه میدن ولی وقتی یه فیلم ایرانی به عنوان نامزد دریافتبهترین فیلم خارجی اسکار جایزه میگیره تو بوق و کرنا میکنن که بیاین ما از فلانجشنواره جایزه خوک نقره و خرس بلوری گرفتیم.این وسط یکی نیست بهشون بگه مگه شمانبودی که در مورد اون فیلم ضد ایرانی اسلامی موضع گرفتی و اون حرفارو زدی حالا چیشده از جایزه اونا تعریف میکنی فکر کردی اونا عاشق چشم و ابروتن که بهت جایزه دادن...

نه این دستهاز فیلمسازای به ظاهر وطنی که همیشه سعی میکنن سه چهار نوع تحلیل از سینمای ایرانو وطن پرستی و اسلام توی آستینشون داشته باشن که تو هرجمعی میرن یکی شو رو میکننکه شنونده هاش خوششون بیاد و بازیگرای زن ما هم که هر سری که اونا رو به یهجشنواره خارجی دعوت میکنن یه داستان میسازن واسه، که مثلا بگن ما هم مثل شماییم.بعد از برگشتن هم با به راحتی واسه فیلمش مجوز میگیره چرا؟ چون نفوذ داره تو ارشادو هزینه ای هم واسه بنیاد سینمایی نداره و بودجه فیلمسازی از خودشه.

به قول شاعردیگه از چی بگم برات؟از کارگردانی بگم که نسنجیده حرف میزنه سینمای ایران رو بهفاحشه

خونه تشبیه

میکنه ولیتوی فیلمهای مذهبی که میسازه همیشه دوسه تا فاحشه نقشای اصلی فیلمشو بازی میکنن و

هیشکی هم اعتراضی به ایشون نمیکنه....شایدم راستی راستی....

danlodahang...

ما را در سایت danlodahang دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: shahin بازدید: 49 تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:21

صفحه بندی